کارشناسان محیط زیست بر این باورند برجسازی در مازندران نه تنها به حل مشکل کمبود مسکن منجر نمیشود، بلکه در عمل یک تصمیم ضدمردمی و ضدمحیطزیستی است؛ تصمیمی که به نابودی شالیزارها، جنگلها، منابع آب زیرزمینی و در نهایت امنیت غذایی کل ایران ختم خواهد شد چرا که مازندران دیگر جایی برای آزمون و خطا ندارد و هر تصمیم غیرکارشناسی در این استان، هزینهای به اندازه آینده ایران خواهد داشت.
صبح که از ساری راه افتادم، تصورش را نمیکردم که در آمل به آن سوی گلها برسم؛ به سولههای سبزی که گلهایش حاصل صبر، کار و استمرار اَند. در گلخانه لاریجانی و مهدوی، هر گل برای من یک روایت داشت و هر سوله، یک تاریخ کوچک از تلاش...
از ساری تا محمودآباد، طی شد، جایی که روایت آن به دل یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی کشاورزی شمال کشور گره خورد؛ جایی که در یک کارگاه مکانیزاسیون، طرحی برای کاهش آتشزدن کاه و کلش و ارتقای بهرهوری کمباینها در حال اجراست.
مقصد تنها چند دقیقه با شهر فاصله داشت، کارگاهی که در شهرک ارم ساری، در دلِ روستای زرویجان آرام گرفته است اما آنچه در پشت درهای این کارگاه میگذشت، روایتی بود از تلاش، دانش، خودباوری و تولیدی که امروز از دل مازندران، راه خود را به بازارهای خارج از کشور نیز باز کرده است.
در روزگاری که نوسان قیمتها و دغدغههای معیشتی ذهن بسیاری از خانوادهها را درگیر کرده، نان این سادهترین و در عین حال اساسیترین قوت روزانه بیش از همیشه به نماد آرامش یا نگرانی در سفرهها بدل شده است؛ جایی که بوی گرم نان تازه، گاهی با سایه سنگین گرانی و تخلفات صنفی در هم میآمیزد.
نااطمینانی اقتصادی و کاهش توان خرید خانوارها، سفره بسیاری از مردم را کوچکتر کرده، نوسان قیمت کالاها در مازندران به یکی از اصلیترین دغدغههای عمومی تبدیل شده است؛ دغدغهای که دیگر فقط گلایه روزمره مردم نیست، بلکه به مطالبهای جدی از مسئولان، اصناف و نهادهای نظارتی بدل شده است.
در شرایطی که فشار تحریمها و تورم، زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده، تلاشهای میدانی مسئولان و همراهی اصناف در مازندران برای کنترل بازار، نظارت بر عرضه کالاهای اساسی و مقابله با سودجویان اقتصادی، روایت تازهای از ثبات و امید در دل شهروندان رقم زده است.
در میان سقفهایی که بالا میروند جایی که عرق جَبین با نفسهای خسته کارگران در هم میآمیزد، هنوز سایه مطالبات قدیمی بر زندگی هزاران کارگر سنگینی میکند؛ روایت تکراری وعدهها و اجراهای ناتمام، امنیت شغلی رؤیایی است که هر روز در هیاهوی تورم و قراردادهای موقت، بیشتر رنگ میبازد.
در شالیزارهای مازندران، جایی که آب و خاک سالهاست با دستان کشاورزان پیوند خورده و برنج از دل صبر و تلاش سر برمیآورد، امسال فصل نشا با رنگی دیگر آغاز شده است؛ رنگی آمیخته با گرانی و نگرانی!
توت فرنگیهای خوشرنگ و خوشبو این روزها بهعنوان یکی از میوههای پرطرفدار در بازار مازندران، در خیابانها و بازارهای روز به فروش میرسند. گزارشها از شهرستانهای بهنمیر و بابلسر نشان میدهد که شرایط مناسب آبوهوایی باعث برداشت بهموقع این محصول شده و تولید آن به بیش از ۲۰ هزار تن در استان رسیده است.
بررسیهای میدانی نشان میدهد که شالیکاران ناچار به خرید کود از بازار آزاد با قیمتهای سرسامآور هستند، در حالی که قیمتهای دولتی به شدت کاهش یافته و مشکلات نقدینگی و افزایش هزینههای تولید، فشار بیشتری به کشاورزان وارد کرده است.
در پی بحرانهای پیدرپی که اقتصاد ایران را درنوردیده، اصناف بهعنوان یکی از ستونهای اصلی اقتصاد محلی، همواره در خط مقدم آسیبها قرار گرفتهاند. طرحهای حمایتی اقتصادی و نظام بانکی، گامهایی حیاتی برای «نجات» این بخش از فروپاشی کامل بودهاند؛ اما پرسش اساسی اینجاست: آیا این طرحها، اصناف را به سمت «رشد» و «تابآوری» پایدار سوق میدهند، یا صرفا آنها را در چرخه «نجات اضطراری» نگه میدارند؟
26 فروردین 1405
در گزارش تحلیلی مازنداصناف از شعار سال ۱۴۰۵ مطرح شد:
تحقق اقتصاد مقاومتی و تقویت وحدت ملی، مهمترین راهکار عبور کشور از جنگ اقتصادی و فشارهای روانی دشمن است؛ موضوعی که در شعار سال ۱۴۰۵ نیز مورد تأکید قرار گرفته است.
وزیر جهاد کشاورزی در نشست بررسی مشکلات تجارت و تولید استانهای گیلان، مازندران و گلستان با تأکید بر سیاست تمرکززدایی دولت چهاردهم اعلام کرد: اختیارات استانها در حوزه تولید، واردات و صادرات بهزودی تقویت و جمعبندی نهایی آن برای تصویب به دولت ارائه میشود.